|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Wednesday, September 29, 2004
در آن زمان که رهبر تبعید ی مبارزه با رژیم شاهنشاهی در روستای ( نوفل لوشاتو ) نزدیک به پاریس ساکن شد و
رسانه های جهان پیام او و حادثه ای را که بعد ها صفت انقلاب گرفت ، به گوش مردم می رساندند ، آخرین شاه ایران به دلیل عدم شناخت از این کاربرد رسانه ای هرگز باور نکرد این تحول رسانه ای است که فریاد ملتی را به گوش جهانیان می رساند وتاج و تخت او را به لرزه در آورده و نه دشمنی های شخصی اطرافیان دربارش و یا گویندگان رادیو بی بی سی . و امروز با گذشت 26 سال از آن تاریخ ، تحولات بیشتری را در کاربرد رسانه ها شاهدیم تا بدانجا که هیچ قدرتی قادر به کنترل این پدیده ی جهانی نیست . با این مقدمه آنچه این نوشتار را باعث آمد نه به رخ کشیدن قدرت کاربردی رسانه ها در دنیای امروز است که بر کسی پوشیده نیست و نه قصد چگونگی مقابله با تبعات سوء این پدیده ی جهانی را دارم ، بلکه غرض تنها چرایی تحت تاثیر پذیری مردم خوش باور این آب و خاک از قهرمانان پوشالی است که اخیرا با یاوه های یکی ازاین جاهلان قهرمان نما در آن سوی آب ها به امید ی واهی به خیابان ها کشانده شدند . می گویند هر غریقی به وقت غرق شدن به هر آنچه که بدستش آید چنگ میزند ، و به شهادت تاریخ این کهنه دیار، مردم این بلاد پیچیده در حسرت ، همیشه چون غریقی بودند که در دریای نا امیدی و یاس ، برای نجات خویش و رسیدن به ساحل امید ، دست و پا ها زده است به دیگر سخن ، ایرانی همواره چشم به قهرمانی دارد تا در کسوت ناجی ،او را به ساحل امن نشاند. که به گواهی هر برگ از تاریخ این آب و خاک ، از آغاز این تلاش ( دست و پا زدن ) بی فر جام که به قدمت تاریخ این کهن دیار است نام های بسیاری به چشم می آید ، که به بزرگی و ابهت واژه ی قهرمان و ناجی جلوه کرده اند حال آنکه جز تکه چوبی پوسیده ، در دریای بی کران حسرت ، بیش نبوده اند . بیادتان بیاورم که رضا خان میر پنج ( قلدر ) هم ، که روزگاری نه چندان دور به دست بیگانگان ، بر اریکه ی قدرت نشست تا بنیان ظلم در این دیار باقی بماند ، در عصر خود نیز ، به گمان مردم خوش باور، ناجی وقهرمانی بوده است که به هنگام تبعید خود توسط بیگانگان ، آنچه دید لبخند شادی بود که بر لبان مردم قهرمان طلب نقش می بست آنچنانکه در سال 57 هنگام فرار آخرین شاه هم ، مردم به جشن و پایکوبی برخاستند . و ایضا امروز که پس از آن همه باورهای دینی و چشم به ماه دوختن ها ، به هر آوازی ، خوش باورانه به خیابان ها میریزند و این همه ازغریقی است که به هر تکه پاره ای چنگ می اندازد .بیائید قهرمان خود باشیم .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماMonday, September 27, 2004
سر آغاز شب بود ماه در ميان بركه ي پر آب جيز ديگري بود وهم انگيز و بيقرار و ما چشم بسته چون شبحي خاموش در طلب يك جرعه ي عشق به راه باديه مي رفتيم تمام تقصير ما عاشقي بود نمي دانستيم كه به سهم اندك علاقه بايد قناعت كرد نمي دانستيم كه از پر چين شكسته نبايد لانه ساخت باري از مشق گريه هم گذشتيم به صراط ايثار رسيديم يكي رفت و گذشت يكي با رعد حسادت شكست عكس از: عاطفه دباغيان
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماWednesday, September 22, 2004
یک روز هم صدایی , یک روز یک دل شدن با هم را آموختیم و تجربه کردیم اما حاصل چه خواهد بود بی گمان آن نیست که می پنداریم ، پس از این باز هم شاهد توقیف و بسته شدن های بی حساب و کتاب جراید و سایت ها خواهیم بود ، و بر خلاف تصور بانی این دعوت خجسته که گمان آن دارد با این عمل نمادی که سایت ها و بلاگ ها در حمایت از یک سایت سیاسی فیلترینگ شده انجام داده اند ، بعد از این هیچ سایت خبری و یا وبلاگی مسدود نخواهد شد و عاملان منع آگاهی به بی اثر بودن عمل خود پی خواهند برد و از خیر فیلترینگ سایت ها خواهند گذشت ، صاحب این قلم را تصور دیگری است .
مگر نه این است که بار ها هر عملکردی را که در قالب دمکراسی و آزدی های مشروع ندیدیم ، به هزار اشاره و کنایه ، نا خشنودی خود را بروز دادیم و پژواک سکوت اعتراض آمیز خود را به گوش های ناشنوا از قدرت رساندیم ؟ ،اما جز شدت فشار ها نتیجه ای داشت ؟ که اگر میداشت امروز دیگر شاهد نوع دیگر از منع آگاهی نبودیم ، مگر با توقیف مطبوعات و تحت فشار قرار دادن اصحاب قلم که امروز منجر به خود سانسوری جراید شد ، مردم با قهر خود از مطبوعات ، اعتراض خود را به گوش منع کنندگان آگاهی ، فریاد نکشیدند ، حاصل چه بود ؟ غیر از اینکه دامنه ی منع را فراخ تر خواستند تا بدانجا که روزنه ی دیگر از اطلاع رسانی را هم مسدود می خواهند؟ در یکسال گذشته بیش از صد ها نامه اعتراض آمیز نسبت به انسداد گردش اطلاعات و نابسامانی اوضاع قلم بدستان جراید که با توقیف نشریات به روزگار بد گرفتارآمدند تا بدانجا که در تلاش معاش یکی در کارواش و یکی در کسوت مسافر کش و یا هر پیشه ی غیر از قلم زدن تن داده ا ند ،به مسئولین داخل کشور و یا نهاد های بین المللی نوشته شد که در این میان رئیس جمهور بالا ترین رقم دریافت کننده ی نامه های این چنینی بود اما باز هم جز یاس نا امیدی و تن دادن به قضا ء و بلا حاصلی داشت ؟ که اگر میداشت امروز قلم بدستان رااین چنین روزگاری نبود که حتی در دنیای مجازی وب هم دمی فارغ ازبیم اسارت نباشند. با این همه باز هم به کنایه و اشاره و با انجام عمل های نمادی چون روزه گرفتن و به تحصن نشستن با دست و دهان بسته و یا در دنیای وب در یک روز هم نام شدن با یک سایت خبری فیلتر شده ، نسبت به منع آگاهی اعتراض میکنیم چرا که جز این برای آن که به این پوستین کهنه دل بسته است و در خانه مانده ، راهی نیست که غیر این ، ردای برانداز و دشمن دین و ملک را بر قامت خود دوخته است.
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماMonday, September 20, 2004
امروز دوشنبه روز وعده ي هم صدا يي است و اين خانه وعدگاه امروز است .
برنامه بسیج ومجلس آبادگر برای طراحی لباس بانوان فاطمه آجرلو، مخبر كميسيون زنان مجلس آبادگرگفت: فراكسيون زنان مجلس در خصوص بحث كارشناسي لباس ملي و الگوي حجاب كامل با بسيج خواهران جلسه اي برگزار كرد. اين موضوع به اوامر مقام رهبري و خواسته ايشان از وزارت ارشاد برميگردد كه لباس ملي طراحي و به جامعه ارائه شود ولي اين دستور، نشنيده گرفته شد و به آن پرداخت نشد كه مجلس هفتم، قصد دارد، اين موضوع را پيگيري كند. خشم کیهان از سخان رمضانزاده كيهان نوشت، نمايندگان مجلس، موضعگيريهاي زنجيرهاي سخنگوي دولت عليه مجلس هفتم و تلاش وي براي سياه نمايي عليه دوره جديد مجلس را بياهميت دانستند. در پي اقدام مكرر رمضانزاده به اختصاص ساعتها وقت سخنگوي دولت براي واكنش نشان دادن به اظهارات شخصي يكي دو نماينده مجلس، خبرنگار ما ديدگاه چند تن از نمايندگان را در اين زمينه جويا شد. اين نمايندگان اظهار داشتند وي جز تلف كردن فرصت دولت و معطل كردن خودش، چيزي گيرش نميآيد! يكي از نمايندگان تاكيد كرد: اگر سخنگوي دولت همينطور سرگرم حرف زدن ديدگاههاي شخصي نمايندگان راجع به مسايل مختلف باشد – خصوصا اينكه اثري هم در افكار عمومي ندارد- به نفع ماست. چون مردم در دراز مدت عملكرد مجلس را با ادعاهاي ساختگي و اظهارات كاملا حزبي رمضانزاده عليه مجلس مقايسه ميكنند و به آساني در مورد آن نتيجه گيري خواهند كرد. وي البته ابراز نگراني كرد، بعيد نيست كساني متوجه تفاوت رمضان زاده با دولت ايران نشوند و رفتار وي را به حساب دولت بگذارند! انتقاد یک راه یافته از جشن ملی جوانان عشرت شايق راهیافته مردم تبريز، اسكو و آذرشهر در نامهاي خطاب به سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري نسبت به نحوه برگزاري جشن ملي در نمايشگاه بين المللي تهران اعتراض كرد. در اين نامه سئوالاتي به اين شرح مطرح شده: لاابالي گري چه ربطي به هويت يابي جوان خلاق مسلمان دارد؟ هزينه كردن بيت المال در راه ترويج و عمل به فعل حرام چگونه پاسخ داده مي شود؟ آيا روز ميلاد علي اكبر (ع) در جهت الگوپذيري نمي تواند روز جوان باشد؟ آقاي عبادي براي هزاران جوان به خاك و خون افتاده، عاشق اسلام و امت چه پاسخي دارد؟ آقاي عبادي با چه مجوزي با صرف بيت المال مسلمين جشن برگزار مي كند كه مرگ ارزشهاست، چه چيزي را جشن مي گيرد؟ اين جسارت چگونه بدست آمده است؟ رسالت: کدام اندیشمند در زندان است؟ رسالت در ياداشتي با اشاره به تيتر اول روزنامه ديروز ايران كه به نقل از رئيس جمهور آورده بود: انديشمندان نبايد براي بيان عقايد در زندان بمانند، تصريح كرده است: هر كس، ابتدائا، اين تيتر را ببيند از خود سئوال ميكند ، اكنون چند انديشمند به دليل بيان عقايد خود در زندان به سر ميبرند؟ اين سئوال ، پرسش ديگري را در ذهن تداعي مي كند و آن اينكه؛ مگر جمهوري اسلامي يك نظام قرون وسطايي است كه انديشمندان خود را به صرف بيان عقايد زنداني ميكند؟! تا آنجايي كه ذهن جامعه ما ياري مي كند حتي يك زنداني را نمي توان نام برد كه به جرم بيان عقايد در زندان باشد. اگر آقاي رئيس جمهور كسي را سراغ دارند بايد در آن نشست نام مي بردند و ياد او را گرامي مي داشتند. پس چنين نسبتي به نظام آن هم ا سوي شخصيتي چون خاتمي يك جفاي آشكار است. سئوال اين است كه چرا چنين بي مهري و جفايي صورت مي گيرد؟ تنها فرد هتاك و فحاشي كه برخي مدعيان معتقدند او به دليل بيان عقايد در زندان است، آقاي هاشم آقاجري است كه آن هم، اكنون، در بيرون زندان به سر مي برد. وي در يك دادگاه صالحه محاكمه شده و به اتهام اهانت به دين، مجرم شناخته شده است. جناب آقاي خاتمي! آيا اين حرفها از جنس بيان عقايد است؟ آيا اهانت به دين نوعي عقيده است كه بايد محترم شمرده شود؟! جناب آقاي خاتمي چرا چنين بي مهري به نظام بايد از سوي شما صادر شود؟ آيا اصل 121 قانون اساسي جزء اصول قانون اساسي كشور نيست؟ چرا حرفي مي زنيد كه نقض آشكار اين اصل كليدي است؟ اين نوع اظهارات نپخته و نسنجيده در چنين اجتماعاتي فردا توسط بدخواهان و محافل به اصطلاح حقوق بشري به عنوان يك مدرك عليه نظام مورد استناد قرار مي گيرد. تکذیب شایعات توسط وزارت راه كانون اطلاع رساني حمل و نقل وزارت راه و ترابري گفت: به دنبال پخش و درج شايعه واگذاري 500 هزار متر مربع زمين از سوي يك مسئول به يكي ازنمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي، اين ادعا، تكذيب مي شود. براساس گزارش مستند و مكتوب اداره كل راه و ترابري استان لرستان هيچگونه توافقي در مورد تغيير حريم جاده روستايي سياه كوله چماقدار صورت نگرفته و براساس قانون، اداره كل راه و ترابري، موظف به حفاظت از حريم راه مذكور است. وزارت راه و ترابري، آماده پاسخگويي به تمامي شبهات و سئوالات نمايندگان مجلس شوراي اسلامي است و در اين خصوص، مسئولان آماده هستند تا موارد و مستندات لازم را در اختيار نمايندگان بگذارند. مجلس آبادگر تعریف جرم سیاسی را از دستورکار دولت خارج کرد در پي حذف بند و ماده 101 برنامه چهارم توسعه در جلسه امروز ، مجلس بحث تعريف جرايم سياسي را از دستور كار دولت خارج كرد. در ماده 101 لايحه برنامه چهارم توسعه، مصوب مجلس دوره ششم، دولت موظف شده بود كه منشور حقوق شهروندي، از جمله تعريف جرايم سياسي و تفكيك آنها از جرايم حقوقي را تنظيم و به تصويب مراجع ذيربط برساند. زمینه سازی روزنامه جمهوری اسلامی برای بسته تر شدن فضای کشور جمهوري اسلامي در سرمقاله امروز خود با بيان اينكه امروز جامعه اي كه براي اهل ديانت و فرهنگ و اخلاق باشد،كاملا ناامن است و امنيت كامل براي اهل فساد و هرزگي و تجاوز به ناموس و استهزاكنندگان احكام خدا، برقرار است، از عدم برخورد با مفاسد اجتماعي انتقاد و آورده است: متاسفانه تصميم سازان خودي، يك روز به بهانه انتخابات، يك روز به بهانه فلان مشكل خارجي و يك روز هم به ملاحظه فلان فرد يا جمع و جناح، همواره مانع برخوردهاي قانوني با عناصر فاسد مي شوند و اين عملكرد غيرقابل توجيه آنها راه را براي گستاختر شدن عناصر فاسد و مفسد هموارتر ميكند. در ادامه با اشاره به اينكه مردم براي مبارزه با تهاجم فرهنگي به مجلس هفتم اميد بستهاند، تاكيد كرده است:به نمايندگان ارزشي و با اخلاص مجلس نيز اين توصيه را داريم كه فريب چند عنصر بازيگر كه در درون مجلس همواره با توجيهات و بهانه تراشي ها مانع تحركات مفيد ديگران ميشوند تا اهداف سياسي و اغراض جناحي خود را تأمين نمايند را نخوريد.این روزنامه در مطلب دیگری درستون جهت اطلاع خود مدعی شد، بي توجهي مسئولان فرهنگي سيرجان به اعتراضات مردمي در اين شهر موجب انتشار بيانيه اي در اعتراض به برگزاري كنسرت هاي متعدد موسيقي شد. شماري از جوانان سيرجاني در اعتراض به برگزاري اين كنسرت موسيقي چند روز قبل هم در مقابل اداره ارشاد اين شهرستان تجمع كردند. نارضایتی روزنامه جمهوری اسلامی از تامین وثیقه برای مسولان خانه سینما روزنامه جمهوری اسلامی مدعی شدبرخي شنيدهها حاكي است ابوالحسن داوودي رئيس خانه سينما دچار حمله قلبي نشده و بيشتر تمارض كرده است. مطلع شديم، وثيقههاي آزادي مديران خانه سينما از سوي وزارت ارشاد، تامين شده است. پیشنهاد یک راه یافته الهام امين زاده، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس آبادگران گفت:ادامه گفتگوهاي هستهاي به سه كشور اروپايي، ديگر، مفهومي ندارد، بايد ضمن تجديدنظر در تعاملات تجاري و ديپلماتيك با اين كشورها براي حل مسائل هستهاي وارد عرصه قضايي بين المللي شويم. ابرار وپیشنهاد آقای غفوری فرد روزنامه ابرار با اشاره به طرح پيشنهادي حسن غفوري فرد در خصوص نامزدي سيد محمد خاتمي براي تصدي سمت دبيركلي سازمان ملل، آورده است: او رئيس جمهور را دوستدارد هر كه ميخواهد باشد بايد رئيس جمهور كشور را دوست داشت مخصوصا وقتي كسي مشاور او باشد. بايد او را خيلي دوست داشته باشد. غفوري فرد آدم باهوشي است. او وقتي ديد كشي حرف رئيس سازمان ملل را گوش نمي كند، خيلي ناراحت شد. براي همين در چين به احزاب چين و آسيا كه رئيس سازمان ملل را انتخاب مي كنند! گفت بايد براي اينكه حرف رئيس سازمان ملل را همه دنيا گوش كنند كسي را رئيس سازمان ملل كنيم كه در ايران هر حرفي را مي زند همه گوش مي كنند مخصوصا همه وزيرها و همه معاونين رئيس جمهوري ايران و همه رئيس هاي اداره ها و همه حرف رئيس جمهور ايران را گوش مي كنند. فقط مانده موافقت آقاي خاتمي كه وقتي آقاي غفوري فرد از چين آمد موافقت او را هر طور شده مي گيرد و آن وقت دنيا امن و امان مي شود و همه مردم دوباره قول و قرارها و حرف هاي را مي شنوند و مي دانند كه همه آنها انجام مي شود! موضوع انشاي من بود. ابراز تاسف جعفر پناهی نسبت به برخوردهای اخیر با اهالی هنر جعفر پناهي،در نشست مراسم بزرگداشت خود در بولونيا ايتاليا با اعلام تاسف از برخوردهاي اخير با خانه سينما و ابراز اميدواري براي بهبودي داوودي گفت: چنين برخوردهايي هم قبلا با فيلمسازان صورت گرفته كه مهمترين آن، بازداشت خانم تهمينه ميلاني بود، اما در آن هنگام، سينماگران از وي حمايت كردند و تعدادي از مسئولان نيز عكس العمل نشان دادند تا اين فيلمساز، آزاد شود. شايد، برخي احساس كرده اند كه اگر سينماگران، صاحب صنف مستقل يا حقوق مشخث باشند، ديگر، نميتوانند از آنها انتظار داشته باشند، ديگر، نمي توانند از آنها انتظار داشته باشند كه در خدمت سليقه هاي شخصي آنها باشند. بازداشت اهالي سينما، زنگ خطر است. پاسخ میرحسین موسوی منفی نیست واقفي، رئيس دوره اي شوراي هماهنگي جبهه دوم خرداد گفت: رايزنيها و گفتگوها، دال بر اين است كه جواب ميرحسين موسوي براي حضور در انتخابات، منفي نيست.
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماSunday, September 19, 2004
از مسئله ي عدم امنيت جاني و مالي شهروندان اين آب و خاك ، كه هر از گاهي با گشته شدن چندين كودك وايضا زنان بي پناه توسط افراد جاني و رواني ، به يكباره رخ مي نمايد ، بگذريم و همچنين اگردر خراب آباد سياست امروز اين كهنه ديار به مسئله ي نخ نما شده ي ، دست يابي به سلاح هاي اتمي و جنگ زرگري با دول خارجه و آژانس بين الملي انرژي اتمي به ديده ي شك بنگريم و سحنان اخير خطيب نماز جمعه را مبني بر شگوائيه بردن از آژانس انرزي اتمي به ديوان لاهه را با در نظر گرفتن قول همكاري با آژانس انرژي اتمي ، آن هم به فاصله ي چند ساعت از سخنان آن خطيب نماز گذار ، شوخي فرض كنيم ، بگير و به بند هاي اخير رسانه ها و قلم بدستان اين مرز و بوم ، نكته اي است قابل تعمق اگر چه حديث كهنه باشد .
شايد پيش از اين روزگار به صد اشاره به اهل قلم پيغام مي فرستاد كه ساكت وگرنه به بندت كشند ، اما در اين ايام كه عصر ارتباطات است باز هم مي توان افسار سكوت بر گردن قلم انداخت؟ اگردر روزگاري دور ، همانند دوره ي بعد از كودتاي اسفند 1299كه سيد ضيا الدين رئيس الوزرا ، در يك بگير و به بند همگاني دستور توقيف روزنامه ها و روزنامه نگاران را صادر كرد وگروهي قلم بدست را به اسارت كشيد بي آنكه لام تا كام گفته آيد و ملتي خبردار شود ،آيا امروزشايسته است كه با پيشرفت تكنولوژي ارتباطات به همان سرنوشت اسلاف خويش تن داد ؟ با تعمق بر اين پرسش است كه اجابت از طرح پيشنهادي يكي از اهالي قلم ، بر همه قلم بدستان دنياي وب لازم مي آيد كه با انگيزه ي مقابله با توقيف يكي از رسانه هاي خبري در دنياي مجازي اينترنت ، بعنوان راه حل اصولي ارائه گرديد . با شدت يافتن فشار بر رسانه هاي چاپي وتوقيف آنها وفيلترينگ سايت هاي خبري، موجي از مقاومت در اهالي قبيله ي قلم و اطلاع رساني ايجاد گرديده كه اگر چه دير هنگام است اما مي تواند گامي موثر در ايجاد وحدت و همبستگي بين اهالي بي ياورقبيله ي قلم باشد. خاصه اگر اين وحدت از سر علايق صنفي و نه از شيفتگي به سياست و از سياست زدگي باشد چرا كه اين پند از پيشينيان و پيش كسوتان اين حرفه ي بي پير باقي است كه بدترين ننك براي آنانكه قلم را به نيت آگاهي و اطلاع رساني در دست ميگيرند ، سياست زدگي است .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماTuesday, September 14, 2004
كه بودم ؟ امروز چه هستم ؟ زماني در گمانم بود در كتاب كهنه ي عشق از خود افسانه مي سازم زهي باطل به وقت اوج پرواز خواهش دل مرغ بال و پر بسته بودم دلم خوش بود كه با عشق زنجير تنهايي گسستم دريغا افسون افسانه اي بودم وامروز موج بي تابم تك درخت خشك در بادم
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماFriday, September 10, 2004
باز هم حمله به قبيله ي بي ياور قلم ، باز هم حبس تاديب قلم بدستان ، كه آخرين يورش باز داشت سه تن ديگر از روزنامه نگاران ( حنيف مزروعي - بابك غفوري آذر- شهرام رفيع زاده )را به همراه داشته است تا همچنان ، مبادا آن فصل شوم ازحكايت قلم بدستان در تاريخ اين كهنه ديار از تكرار باز ماند . كه اين حكايت چون طوقي بر گردن تاريخ اين آب و خاك آويخته است .
گفتن مكرراست كه بندگان قلم در پي حشمت جاه نيستند كه آن را راهي ديگر است اما آنچه از يك صد وپنجاه سال پيش از اين تا به امروز تكرارش ملال آور است ، حكايت پر رنج قلم بدستاني چون ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل و علي اكبر خان دهخدا و..است.كه تكثير سرنوشت پر رنجشان .همچون ارثيه ي شوم براي نسل امروزقلم بدستان باقي مانده است . اينكه امروز با هجوم به اي اس پي ها قصد آن دارند تا مانع از باز شدن چشم و گوش ملتي شوند حديثي كهنه است كه اين منع در هر دوره از تاريخ اين مرز و بوم وجود داشته ، كه با ورود اولين پديده از تكنولوژي ارتباطات چون تلگراف در زمان ناصري ، ويا ورود ماشين هاي چاپگر براي تكثير روزنامه ها ، آغاز گرديده كه به دار آويختن جهانگير خان ، صاحب روزنامه ي صور اسرافيل ، از سر همين منع باعث آمد ، و يا در دوره ي رضا خاني با ورود راديو ، اين پديده ي ديگر از ارتباطات ، كه آژان ها در كوچه پس كوچه هاي شهر مي گشتند تا مبادا در خانه اي بي مجوز نظميه صدايي به گوش مردم رسيده باشد ادامه يافت تابه امروز كه اين منع تاريخي با عالمگير شدن دنياي مجازي وب ( اينترنت )، با دربند كشيدن وبلاك نويسان و دست اندر كاران آي اس پي ها ،همچنان ادامه دارد.و آنچنان كه افتد و داني اساسا در اين ديار، ظهور هر پديده از تكنولوژي و علوم ارتباطات ، كه پرده ازچشم و گوش مردم اين سامان بر دارد، سرنوشتي جز آن كه گفته آمد نخواهد داشت اما نكته ي باريكتر ازمو بشنويد كه دراين ميان همواره آنچه از صدا و تصوير تيغي برنده تر دارد، همانا تيزي قلمي است كه آزاد است كه در هر دوره اي از منع آگاهي به حصر و بند كشيده شد كه اگر اين نبود ، اين همه قلم بدست در بند نبود چه روزنامه نگار و چه وبلاك نويس ، وبي گمان آنچه منع كنندگان آگاهي از قلم انتظار دارند چيزي شبيه همان سروده از زنده ياد ابوالقاسم حالت است كه در دهه چهل از پي كنترل قلم ها توسط منع كنندگان آن دوره به طنز سروده است تا آنجا كه ميگويد : ز آنچه گفتار سياسي است دهن بايد بست نه از آن و نه ازين و نه ازو بايد گفت صحبت ظالم و مظلوم نمودن جرم است سخن از رابطه ي سنگ و سبو بايد گفت پارگي را به صراحت نتوان فاش نمود به كنايت سخن از طرز رفو بايد گفت و الي آخر با اين همه آنچه از ديد منع كنندگان امروز پنهان است ، پايان كار اسلاف خويش است كه عاقبت تن به خواسته ي جامعه ي در طلب آگاهي داده اند نظر شما
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماTuesday, September 07, 2004
می پرسند چرا این همه سکوت از قلم ؟ چرا این همه نظاره ی بی تکلم فریاد , از ملتی که تاریخ را گواه وطنخواهیش می خواند؟
میگویم , دیگر از قلم چه انتظار ,که تا کنون به اشک و آه نگفته باشد؟ , از چه باید گفت که هزاران نکته ی باریکتر ا ز مو به تحریر آمده است ؟ چه انتظار از مردمی که پایان همه ی فریاد بی پژواک خود را در پس سکوتی سهمگین پنهان کرده است که تو گویی آخرین سلاح تکلم بی فرجام است. آنچه امروز مردم این کهنه دیار را به این چنین سکوتی سنگین سوق داده است , بی اثر بودن ضجه های عاشقان وطن , در دل کر و کوروطن ستیزان بی خرد است که دریغا فریاد رسی و گوش شنوایی . از خلیج فارس که امروز دیگر خلیج عربی می نامندش , تا به یغما بردن دریای مازندران , از سر به دار کشیدن دخترکان سیه بخت تا ضجه های مادران داغدیده ,از در بند کشیدن قلم بدستان بی یاور تا تاراج ثروت ملی , از همه و همه , هزاران فریاد گفته آمد بی آنکه حتی رک غیرتی جنبیده باشد, که تنها همت لاف زنان به ظاهر وطن پرست روزگار ما , چشم به بیگانگان دوختن و دلبستگی به خرافات یاوه گویان وطن فروشی است ,که امروز فرود قریب الوقوع اهورایی ساحری را در میدان شهر درانتظارند تا به رقص درآید و آزادی هدیه کند. و عجبا که هنوز هم چنین متاع کهنه از بازار خرافات را, در عصر عقل و دانش خریدارانی است, که پیش از این در بلندای آسمان این ملک و بر پیشانی ماه , نقشی میجستند ودرلا به لای کتاب آسمانی بدنبال تار مویی بودند. حال ای غافل از سر سکوت , با این همه تحمیق چه باید کرد ؟ و از قلم وزبان دربند چه می جویی ؟ بي گمان رو به هند آوردن روشندلان بي وجه نيست اما اگر درپی چرايي ميل به سکوت ناخواسته ی مردم این آب و خاک بوده باشی ، جز به رمز آن بیت ازشعرقاآني نمي توان گفت که: آنجا كه پشك و مشك به يك نرخ است عطار گو ببندد دكان را.
نظر شما
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|