|
:: درباره من :: در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های
سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را
سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد
متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف
روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات
بمانم.
:: روزگار ما ::
:: آرشـيو ماهـانه ::
:: لينک ها ::
نقل مطالب و نوشته هاي اين وبلاگ © با ذكر ماخذ و لينک به يادداشت اصلی بلامانع است
|
Wednesday, June 27, 2007
در ساعات پاياني شب گذشته ، مردم ايران با اعلام ناگهاني سهميه بندي بنزين چنان شوك زده مي شوند كه سال ها پيش از اين در سوم آذر ماه سال 1343وقتي هواي تهران به سمت يك سرماي بي سابقه پيش مي رفت ، از خبر نا بهنگام منصور نخست وزير وقت مبني بر گران شدن بنزين ، دچار شوك وحيرت شده بودند در آن سال هم خبر گران شدن بنزين مانند شب گذشته ناگهاني بود با اين تفاوت كه تبعات اين خبر ناگهاني در آن سال تنها واكنش گروهي ازرانندگان تاكسي را در بر داشت كه در مخالفت با گراني بنزين دست به اعتصاب زده بودند اما اين بار ، آنكه بر آشفت تنها گروهي از يك صنف خاص نبود كه مردم صبوري بودند كه در يك واكنش غير قابل تصور با هجوم به پمپ بنزين ها 9 جايگاه فروش بنزين را در نقاط مختلف شهر تهران ويران كرده ودر مخالفت با تصميم دولت و مجلس بر گراني بنزين شيشه چندين ساختمان مجاور پمپ بنزين ها را فرو ريختند كه تو گويي ديگر پايان سرمايه نهادن بر صبوري ملتي باشد كه در طول 28 سال گذشته تنها با سكوت خود نظاره گر بود و صبوري پيشه داشت .
مي گويند آنچه مردم صبور و لب فروبسته را بر آشفت اعلام خبر ناگهاني جيره بندي شدن بنزين اين آب حيات عصر ماشين زده بود ، طرفه آنكه از ماه ها قبل زمزمه ي سهميه بندي شدن بنزين نقل مجلس و مردم كوچه و بازاراست غافل آنچه برصبوري ملت خط بطلان كشيد و آشفتگي را باعث آمد نه اعلام نا بهنگام و ناگهاني اين خبر بلكه تعبير آن خواب آشفته اي بود كه هرگز در باور مردم صبورنمي گنجيد ، اگر چه صرفه جويي اين آب حيات كه دولت مهرورز و اهالي خانه ملت به هشدار بر آن دم مي زدند، بايد باور داشت اما اين حقيقت را چه كنيم كه دومين صادر كننده نفت در جهان باشي و خزانه ازفروش اين طلاي سياه لبالب و همه مسلمين جهان از فلسطين تا افغانستان و ... بر خوان نعمتت بنشينند و مست از باده تو گردند و اما خود در حسرت قطره اي ازاين آب حيات؟ اما از عجايب روزگار در اين گستره تاريخي بخوانيد كه حال ، لب فرو بستگان كه به فرياد آمدند و از غضب مي شكنند و بر بخت نگون خود نفرين نثار مي دارند ، وزير گنج خدا داده اين بلاد اسلامي بشارت مي دهد كه نگراني جايز نيست و با وجود سهميه بندي شدن بنزين هر كس به هر مقدار كه نيازمند است از اين آب حيات مي دهيم طرفه آنكه مسند نشينان خانه ملت هم تدبيري تازه با طرح سه فوريتي بر لغو آنچه خود اصرار داشتند مي كنند، غافل كه بر صبوري و سكوت اين ملت ديگر نبايد سرمايد نهند . اين مطلب در گويا منتشر شد
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماTuesday, June 26, 2007
اين مطلب در روزنامه هم ميهن روز سه شنبه منتشر شد براي خواندن آن در سايت هم ميهن اينجا را كليك كنيد و يا در ادامه بخوانيد
اين روزها با نگاه كردن از منظر اخلاق سياسي به واقعيت جاري كشور ، آنچه به چشم مي آيد به دور از انتظاراتي است كه از كنش سياسي مبتني بر اخلاق توقع مي رود و اين در حالي است كه اينک دورانی را پيش رو داريم که، آنگونه کانت آرزو میکرد، فقط سياست ورزان با اخلاق را میتوان تصور کرد؛ نه اخلاقگرايانی سياسی که اخلاق را چنان تحريف و دستکاری میکنند تا بتوانند آنرا در اختيار سود و صرفه ی خود قرار دهند. عالمان علم اخلاق در سياست از يك زاويه خاص اخلاق را به دو نوع تقسيم بندي مي كنند ، اخلاق مسئوليتي و اخلاق تكليفي كه در نوع اول عمل اخلاقی براساس مسئوليت و در نوع دوم براساس عقيده هدايت مي شود . در عمل اخلاقي معطوف به عقیده، فرد خود را مقيد به نتيجه نميداند، اگرچه اين بدان معنا نيست كه مسئوليتي حس نميكند، بلكه نتيجه را فراتر از ظاهر و درك عمومي و عرفی ميداند، و اگر مذهبي باشد، نتيجه را به خدا واگذار ميكند، براي چنين فردي معناي شكست و پيروزي ،عمل كردن و نكردن به تكليف است، و نتيجه عمل ملاك ارزيابي آن نيست، صرف انجام تكليف، به معناي پيروزي است و انجام ندادن آن شكست. اين كه «ما موظف به انجام تكليف هستيم و نه نتيجه» گزاره روشن اين ديدگاه است. اما در مقابل اخلاق مسئوليتي در درجه اول متوجه نتيجه است. ملاك پيروزي و شكست خود را حصول يا عدم حصول در نتيجه ميداند كه بخشي از رفتارهاي بسياري از ما نيز براساس اين معيار شكل ميگيرد شايد از همين رو است كه آنچه بر سياست پيشگاني كه پاي در عالم سياست مي نهند انتظار مي رود كه از ابتدا خود را ملتزم به اخلاق مسئولیت مدار بدانند و بطور نسبی مشخص سازند نتیجه عمل چیست تا بر اساس میزان تحقق آن نتیجه ،موفقیت آنها ارزیابی شود اما آنچه امروز در بازار سياست ورزي اين كهنه ديار مرسوم است سياست ورزي بدون اخلاق است كه با پيشداوري ها و تعصبات بيهوده وجارو جنجال ها و قيل و قال ها به قصد عوام فريبي و حفظ قدرت همراه است و در صحنه رقابت هاي سياسي به كنش هاي غير اخلاقي متوسل مي شوند آنچنانكه حكايت قانون خرمگس ها در رمان"جنگل روسيه " اثر لئونف، نويسنده نامدار روس را در ذهن تداعي مي كند . در رمان "جنگل روسيه " نويسنده دو شخصيت را در دوران استالين كه بازار تملق و چاپلوسي رواج داشت به تصوير مي كشد كه هر دو استاد دانشگاه و محقق هستند ، اما يكي كوشا و زحمتكش و ديگري خرمگس گونه كارش اين است كه از خون وجود استاد زحمتكش تغذيه مي كند . استاد زحمتكش با شورعلاقه جنگلها را زير پا مي گذاشت، درخت ها را طبقه بندي مي كرد و در آفات جنگل ها و طرق مبارزه با اين آفات مطالعه و نتيجه مطالعاتش را هر چند سال يك بار منتشرمي ساخت اما استاد خرمگس به انتظار مي نشست تا استاد زحمتكش كتابي را منتشر كند تا او آن را نا جوانمردانه نقد كند و در جرايد استاد زحمتكش را بكوبد . اين ماجرا سال ها ادامه داشت و هر بار كه استاد بينواي زحمتكش نتيجه مطالعاتش را منتشر مي كرد استاد خرمگس آن را به دور از انصاف تخطه مي كرد از همين رو استاد زحمتكش از زحماتش جز شما تت و سر زنش عايدي نداشت اما استاد خرمگس نشان و مدال ها مي گرفت و بر سينه مي زد تا بدانجا كه عاقبت استاد زحمتكش ، زحمت كشيدن را بيهوده دانست و انديشيد كه چرا بي جهت خود را در معرض طعن و لعن و سرزنش قرار دهد،بهتر است كه ديگر از كار كناره گيرد و مطالعاتش را متوقف سازد و ديگر كتابي منتشر نكند ، اما استاد خرمگس با پي بردن به تصميم استاد زحمتكش به دست و پا مي افتد و كناره گيري استاد زحمتكش را براي خود مصيبت دانست چرا كه اگر استاد زحمتكش حاصل مطالعاتش را منتشر نمي كرد ، استاد خرمگس هم مطلبي براي نقد نداشت تا درباره اش نقد غير منصفانه بنويسد ، كه اين قانون خرمگس ها در جامعه اي است كه كنش ها مبتني بر اخلاق نيست .
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماSaturday, June 23, 2007
اين مطلب با عنوان تغير يافته بنام پس از يك قرن در روزنامه شرق منتشر شد براي خواندن اين مطلب در روزنامه شرق اينجا را كليك كنيد و يا در ادامه همين جا بخوانيد
بعد از اعلام مناقشه بر انگيز تاريخ برگزاري انتخابات مجلس هشتم ، تكاپوي رقابت ها براي تصاحب خانه ملت دربين گروه ها و احزاب سياسي كشور شكل تازه اي بخود گرفته است كه نشان از انگيزه و شوق و اشتياق فراوان فعالان سياسي براي حضور در صحنه رقابت انتخابات مجلس هشتم دارد اما آنچه انتخابات 24 اسفند سال جاري را نسبت به ديگر دوره هاي انتخابات مجلس ، از سال هاي پيش ، متمايز مي كند ، دور خيز قابل تصور برخي از چهره هاي سياسي مطرح امروز اين آب و خاك از همين آغاز راه است كه نويد گرمي بازار انتخابات پيش رو را مي دهد طرفه آنكه صحبت از ائتلاف هايي است كه گويي به مذاق برخي از سياسيون خوشايند نيست و از هم اكنون با واكنش هايي از سر ترس از بازنده شدن در صحنه رقابت ، به موضعگيري هاي ناروا متوسل شده ، غافل از آنكه مردم اين كهنه ديار هر ائتلافي را كه به نيت تحقق آرمانهاي فراموش شده انقلاب نيز باشد ، بفال نيك گرفته خاصه كه با گذشت بيش از يك قرن از تاسيس "خانه ملت " در اين گستره تاريخي كه ده ها جنبش اصلاح طلبي و يك انقلاب را پشت سر نهاده اند هنوز چشم براه تحقق آرزوي ديرينه سال خود مانده اند . مي گويند يک صد سال پيش از اين در همين خيابان حافظ امروزی که در قديم شاهپور نام داشت، در سر پل امير بهادر، خانه ای بود با ستون های بلند و آينه کاريهای نفيس ( این خانه بعد ها محل انجمن حفظ آثار ملي شد)، که هرساله از سوي صاحب اين خانه ، امير بهادر خان معروف به امير بهادر جنگ،( از نزديکان و ياران مظفرالدين شاه و محمد علي شاه )،روضه خواني هاي مقصلي بر پا مي شد که زبانزده عام و خاص بود. نقل است يک روز جمعي از مشروطه خواهان در همين خانه به ديدن امير بهادر خان رفتند تا پيامشان را به گوش شاه برسانند، امير بهادر از آنها پرسيد حرفتان چيست؟ گفتند: مجلس ملي و عدالتخوانه مي خواهيم گفت : که چه بشود؟ گفتند:براي اينکه شاه تنها سلطنت کند و مسئول نباشد و اين مجلس و دولت باشندکه مسئوليت بر عهده گيرند امير بهادر خنده اي کرد و گفت:اين نشدنيست ، تا امروز سي کرور رعيت بود و يک شاه ، که همگي از او اطاعت مي کرديم اما حا لا شما مي خواهيد يک نفر رعيت باشد و سي کرور شاه ، نه ،ما که از عهده بر نمي آئيم. از آن زمان تا به امروز اندکی بيش از يک قرن مي گذرد،و اين حکايت همچنان باقي است كه در طول همه اين سال ها همواره اين قصه نشنيده باقی ماند و کسی صداي ساکنان اين آب و خاک را که جامعه مدني را مي طلبيد نشنيد،نه محمد علي شاه شنيد، نه رضا خان قلدر و نه پسرش محمد رضا پهلوي ، تا اينکه عاقبت بهمن ۵۷ از راه رسيد و اين اميد را در دل ها زنده کرد که پس از اين ديگر هيچ گوشي صداي ملت را نشنيده نخواهد گرفت . اگرچه با گذشت 28 سال از انقلاب ، به دلايلي چون جنك و ديگر نابساماني ها خواسته و نا خواسته ، تحقق بسياري از آرمان هاي انقلاب ، فراموش و يا به تعويق افتاده است ، اما هنوزهم با فرا رسيدن موسم انتخابات ، اين اميد در دل مردم اين كهنه ديار بار ور مي گردد كه شايد اين بار زمان آن رسيده باشد كه فيل ها ياد هندوستان كنند كه اگر غير از اين باشد، بي كمان باز هم شاهد بي رغبتي مردم از حضوردر پاي صندوق هاي راي خواهيم بود هر چند اگر ده ها ائتلاف صورت گرفته باشد كه تا كنون از اين دست ائتلاف هاي بي سرانجام كه جز ياس و نا اميدي مردم را در برنداشته در تاريخ اين كهنه ديار فراوان ثبت است كه جز قلب تيره هيچ نشد حاصل غافل در اين خيال که اکسير ميكنند.
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 1 نظر شماMonday, June 18, 2007
اين مطلب در روزنامه اعتماد ملي منتشر شد براي خواندن اين ياد داشت در سايت روزنامه اعتماد اينجا را كليك كنيدو يا درسايت گويا و يا در ادامه بخوانيد
اكنون ديگر وقت آنست كه پس از گذشت 28سال ازانقلاب و با فرود آمدن احساسات ملتهب ازشور انقلابي ، به پيشينه خود بنگريم . اين ضرب المثل چيني را آندره مالرو نقل مي كند كه فيل حيواني متفكر است چون هر از گاه لحظه اي مي ايستد و در خود فرو مي رود ، پس آنگاه دوباره به راه مي افتد كه اين توقف را نشانه ي تفكرمي دانند و چه خوب نشانه اي است كه همه نيازمند به آنيم تا در لحظاتي به دور از هياهو ها ، كمي در خود فرو رفته و به تعمق ، آنچه بر ما گذشت بنگريم، ورنه در خود تنيدن مدام ،جز سكون نمي زايد . در هفته گذشته وقتي دكتر حداد عادل در آخرين سال كاري مجلس هفتم با خبر نگاران رسانه ها به گفتگو نشست ، بار ديگر صحبت از طرح باز گرداندن شير هاي فراموش شده ي سردر خانه ملت به ميان آمد كه به زمان فوران شور انقلابي از سر در مجلس پائين كشيده شده بود ، طرحي كه براي اولين بار طي تحقيقي در كتابخانه مجلس ، پيشنهاد باز گرداندن شير ها به سر در خانه ملت را مطرح ساخت اما به دليل پايان عمر مجلس گذشته هرگز به مرحله تصميم گيري هيات رئيسه مجلس ششم نرسيد و تا كنون در انبوهي ازطرح ها و لوايح ، به انتظار تصميم هيات رئيسه مجلس هفتم مانده است تا اينكه عاقبت حداد عادل در پاسخ به پرسش خبرنگاران از مردم مي خواهد تا در مورد برگشت مجدد نماد شير و خورشيد بر سردر مجلس ، خود نظر دهند. چرا كه همه دل نگراني از آن است تا مبادا مردمي كه روزي در تب و تاب انقلاب به دست خود مجسمه آن دوشير را از سر در ورودي مجلس پائين كشيده اند ، با بالا بردن مجدد آنها مخالف باشند . از همين رو تصميم بر عهده مردم گذاشته شد تا با پرس و جو ارباب جرايد و رسانه ها از ملت ، سرنوشت اين نماد ملي مذهبي براي هميشه روشن گردد . در سال 1324 قمري وقتي مظفرالدين شاه فرمان مشروطه را صادر ميكند ، مشروطه خواهان به نشانه سپاس از ياري او ، لوح عبارت " عدل مظفر" رادر بالاي دو مجسمه شير ي كه شمشيري بدست و خورشيدي به پشت داشتند، بر سردر مجلس نصب مي كنند، غافل كه نه عدالت مظفری ، خانه ملت را به مشروطه خواهان بخشید , كه مردم خود مجلس را ازحلقوم مظفری بیرون کشیده بودند . مي گويند سيد عبدالرزاق از شهداي مشروطه آنكه براي نخستين بار گراور سازي را به ايران آورد، آن لوح را با خط محمد رضا كلهر ساخته بود، اما از سازنده مجسمه آن دوشيركسي چيزي نمي داند كه بعد ها آن پلاك و مجسمه آن دوشير، با به توپ بستن خانه ملت از آسيب مصون مي ماند و به تدريج مهمترين عامل مشخصه مجلس شناخته شد تا آن زمان كه در دوران پهلوي اول ، به دليل تضادي كه رضا خان با قاجاريه داشت، عدل مظفر را از سر در مجلس به زير آوردند. اما در 19 آبان 1320 ،عدل ، بار ديگر به جاي نخست خود بازگشت تا شاهد زنده حوادثي باشد كه تا سال 1357 بر مجلس رفت. امروز كه كمي بيش از يك صد سال از آن روز گذشته است ، ديگر بر سر در خانه ملت نه از پلاك عدل مظفر ونه از آن دو شير ، اثري باقي نمانده است خاصه آن دو شيري كه به صورت حجمي سه بعدي در اندازههايي بزرگتر از حد طبيعي رو به روي هم قرار داشتند و در دست هر يك شمشير و بر پشتشان علامت خورشيد بود که به گفته آن فرزانه بي نظير استاد محيط طباطبايي، شير ، شمشير و خورشيد از نمادهاي مهم مسلمانان شيعي است نه نماد پادشاهي . بر اساس تحقيقات گسترده فرزانگاني چون ، مجتبی مينوی و سعيد نفيسی استفاده نمادين از علائم شير و خورشيد از قرن دوازدهم ميلادی در انواع سکه ها ، آثار سنگی ، فلزی و سفالين و ساير آثار تاريخی رايج شد . نماد شير و خورشيد که امتزاجی از سنتهای پيشين ايرانی ، عرب ، ترک و مغول بود با گذشت ايام تعبيری شيعی نيز پيدا ميكند و در نهايت به نماد ملی مذهبي ايران تبديل مي شود . به شهادت تاريخ اين كهنه ديار در طي قرن ها وبا بر سر كار آمدن بسياري از حكومت ها در اين گستره تاريخي ،همواره شير خورشيد بعنوان نمادملي مردم اين آب و خاك بوده است حتي به دوران سلسله صفوِيه كه تلاش همه جانبه ای برای وحدت سياسی کشور و گسترش تشيع به عنوان مذهب ملی داشت . استفاده از شير و خورشيد نيز در زمينه های مختلف از جمله ضرب سکه های مسی ، در آثار هنری و علمها در زمان صفويه رواج پيدا کرد. طرفه آنكه در توجيه زمينه های انتخاب نماد شير وخورشيد از سوي صفويه همين قدر بس كه بدانيم . اولا در تشيع به امام علی بن ابيطالب لقب «شير خدا » داده شده مضاف بر آنكه خورشيد به عنوان مظهر فرّالهی در عالم تشيع، تعبير به نور شده و با انوار الهی منتسب به پيامبر اسلام و امام علی ارتباط داده شده است . با اين ترتيب امکان وجود انگيزه های مذهبی در اذهان خاندان صفوی برای انتخاب شير و خورشيد خالی از وجه نبود آنچنانكه در توجيح انتخاب اين نماد در بعد از پيروزي مشروطه خواهان ، نقل است كه انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد، يعني در برج اسد (شير). از سوي ديگر چون اكثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو حضرت علي (ع)هستند و اسدالله از القاب حضرت علي (ع) است، بنابراين شير هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شيعيان. در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانه ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است، پيشنهاد شد خورشيد را نيز بر پشت شير سوار كنند كه اين شير و خورشيد هم نشانه علي (ع) باشد هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد، يعني روز پيروزي مشروطه خواهان، و البته وقتي شير را نشانه پيشواي امام اول (ع) دانسته شود به الطبع شمشير ذوالفقار را نيز بايد در دستش قرار داد . الغرض اگر چه پس از پیروزی انقلاب به اقتضای شرایط انقلابی ، شور و وشوق زدودن همه ی نشانه های بازمانده از رژیم سلطنتی فراگیر بود و در حال و هوای آن روزها چنین اقداماتی قابل درک و توجیه است ، اما در این میانه یک نکته مغفول ماند و آن تفکیک مخالفت با سلطنت و آنچه با هویت ایرانی و سرزمین ایران ارتباط دارد چرا كه تاريخ اين كهنه ديار هرگز منفك از تاريخ شيعه نبوده است شير و خورشيد یک نشان و نماد شیعی - ایرانی است كه هيچ سنخيتي با نهاد سلطنت و پادشاهي نداشته از اين رو اين پرسش مطرح مي گردد كه آيا براستي مي توانيم به صرف زخم عداوت هايي كه از حكومت هاي گذشته بر جان داريم ، نماد ملي خود را به فراموشي بسپاريم ؟ چه نيكو سخني دارد فردوسي پاكزاد در شاهنامه اش از اين نماد تاريخي باستاني كه مي گويد : زتمثال اين شير و شمشير و شيد شرف در شرف در شرف شد پديد
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 2 نظر شماThursday, June 14, 2007
مي گويند ساعد مراغه اي نخست وزير سالهای ۲۰ به صنعت تجاهل العارف آراسته بود و نقل است که او در آن سالهاي سخت با رجال وقت قراري داشت که به جاي ملت ، يگويد حسن آقا ، و روس و انگليس را دوقلو ها خطاب كند ، كه اگر آن زمان نقش آمريكا در صحنه جهاني ، چون امروز پر
رنگ مي بود قطعا اين سه كشور را سه قلو ها مي ناميد. پیشنهاد اخير مسکو برای استفاده مشترک آمریکا و روسیه از ایستگاه رادار "گابالا " در آذربايجان، برای مقابله با تهدیدات احتمالی ایران، علاوه بر آنكه براي آمريكا طرحي قابل توجه به نظر آمد ، بهت و حيرت بسياري از سياست پيشگان كشورمان را نيز برانگيخت زيرا طرح اين پيشنهاد آن هم از سوي كشور همسايه شمالي گويي مغاير با تعريف علم سياست درباور سياستمردان اين اب و خاك است حال آنكه علم سياست را از ازل علم ممكنات دانسته اند. طي سه سال گذشته علي رغم اوج گرفتن مناقشاتي كه با جامعه جهاني در مورد فعاليت هاي هسته اي داشته ايم ،همواره كشور همسايه شمالي را با همه همنوايی با جامعه جهانی مبني بر اينکه ايران نبايد به سلاح اتمی دست پيدا کند ، تنها شريک استراتژيک خود پنداشتيم تا بدانجا كه با گسترش ديپلماسي هسته اي با روسيه بر اين باور رسيديم كه مخالفت روسيه با اتمی شدن ايران صرفا چيزي جز اقدامی تاکتيکی و مقطعی نمي تواند باشد از همين رو سطح انتظار از اين همسايه قدرتمند را تا مرز وتو كردن قطعنامه هايی که عليه ايران در شورای امنيت مطرح مي شد افزايش داده غافل از آنكه تكيه بر باد مي دهيم طرفه آنكه پس از ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت به مرور فعاليت اين شريك استرتژيك در ساخت نيروگاه اتمی بوشهر کاهش يافت و در توجيح اين كم كاري عدم پرداخت به موقع هزينه ها ي ساخت نيرو گاه بوشهر از سوي ايران را بهانه اي براي شانه خالي كردن از تعهدات خود ساخت وصراحتا اعلام داشت " ايران خودنيز مايل به ادامه پرو ژه نيست " كه با چنين اعلامي عملا خط بطلاني بر باور تكميل شدن نيروگاه بوشهر توسط روس ها كشيده شد اما اين هنوز تمام ماجرا نبود و روسيه بازی بزرگتری را با برگ ايران در عرصه جهانی تدارک ديده بود. بازی که به نظر مي آيد باعث بيداري دستگاه سياست خارجی امروز اين و آب و خاك از خواب غفلت باشد زيرا سخنگوي وزارت خارجه كشورمان اخيرا در مصاحبه اي اعلام كرده است : "اخيرا اظهارات ضد و نقيض زيادی از سوی مقامات روسی مطرح شد كه ما اين اظهارات را با حساسيت و دقت تحت مطالعه و بررسی داريم". الغرض اكنون كه از يك سو ، براندازان رژيم ضد مردمي عراق ، خيمه در همسايگي ما زده اند و هرم نفس هايشان به خوبي احساس مي شود، و از سويي ديگربا توجه به چرخش سياست روسيه در تعامل با آمريكا كه در اجلاس سران گروه هشت بزرگترين برگ خود را بر زمين كوبيد تا در قامت سپر دفاعی غرب در برابر ايران نقش جديد و بسيار مهمی در عرصه جهانی برای خود تعريف كند ، اين پرسش تاريخي بار ديگر مطرح مي گردد كه براستي اين بار نيز برنده اين خيمه شب بازي تاريخي چه كسي خواهد بود، آيا باز هم سه قلو ها (روس ، امريکا وانگليس) خواهند بود يا حسن آقا (ملت ) ؟. توضيح :اين مطلب در روزنامه شرق بنا بر ملاحظات مسئولين روزنامه با عنوان نيازمند هوشياري بيشتر منتشر شد
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شماThursday, June 07, 2007
از عجايب حكمراني در اين بلاد اسلامي همينقدر بس كه علارغم توصيه شوراي امنيت ملي كه رئيس جمهور را از اظهارات تحريك آميز در روابط بين الملل بر حذر مي دارد ، بار ديگر احمدي نژاد در اظهاراتي نه چندان جديد خود، خبر از محو كشور اسرائيل مي دهد و جالب اينكه اين اظهارات درست در بزنگاهي از تاريخ مطرح و منتشر مي گردد كه اعضاي دائم شوراي امنيت، صدور قطعنامه سوم تحريم عليه ايران را پيش رو دارند وهمچنين همزمان با مذاکرات علي لاريجاني وخاويرسولانا دراسپانيا که به منظور پيدا کردن راه حلي براي بن بست هسته اي ايران برگزارشده بود منتشر مي شود تا بدانجا كه حتي واكنش محافظه کاران ميانه رو درنظام رانيز نسبت به چنين اظهارات تحريک آميزي برانگيخت زيرا قرار است ، طي هفته جاري هياتي ازاسراييل درواشنگتن با مقامات عالي رتبه آمريکايي درخصوص موضوع ايران وسوريه گفت وگو کنند .
حال اينكه چرا به رغم همه توصيه ها و سفارشات ،جناب رئيس جمهور همچنان با اظهارات تحريك آميزخود ، ملتي را به سوي مخاصمه ناخواسته مي كشاند ، به باور نگارنده اين سطور شايد به اين دليل باشد كه تا كنون توصيه ها و سفارشات موكد در خصوص پرهيز از ادبيات جنگ طلبانه با زبان دين به ايشان گفته نشده است چرا كه وقتي دغدغه مذهبي رئيس جمهور تا بدانجايي است كه حتي نابودي برخي از مخلوقين خدا را هم در فضل خدا مي جويند بي گمان بايد براي هر توصيه اي به ايشان اززبان دين باشد از اين رو در اين نوشتار سعي بر آن است تا با در نظر گرفتن دغدغه هاي مذهبي رئيس جمهور، با اتكا بر استدلال ديني ، اظهارات اخير ايشان را در بوته نقد قرار دهيم بلكه افاقه نمايد و ديگر شاهد چنين اظهاراتي كه با تمسك به فرامين خدا و رسول او و همچنين با توسل به ائمه اطهار بيان مي شود ، بعد از اين در امان باشيم . در جريان مراسم سالگرد درگذشت بنيان گذار جمهوري اسلامي بار ديگر رئيس جمهور احمدي نژاد، با اشاره به فضل خدا براي چندمين بار خبر ازبرچيدن كشور اسرائيل از نقشه جهان را مي دهد غافل از آنكه بنابر نقل متكلمان ديني ، "فضل خدا" نه در نابودي كه در دوحجت او بر انسانها نهفته است. بنابر نقل متكلمان ديني ، خداوند داراي دوحجت است اول ،حجت ظاهري و دوم ، حجت باطني .از اين رو پيغمبران حجت ظاهري و عقل را حجت باطني مي دانند به ديگر سخن عقل پيامبر باطن است و چون آخرين پيامبر اسلام ، خاتم النبيين بوده و رشته نبوت بعد از او قطع شده است بنا بر نقل متكلمان ديني تنها حجتي كه براي انسانها باقي مي ماند تا مشكلات خود را با آن بر طرف سازند ، حجت باطني ، يعني عقل است . و اين همه بر مبناي آن حديث مشهور است كه صدرالمتالمين از حضرت علي نقل كرده و مي گويد : جبرئيل بر حضرت آدم فرود آمد و به او گفت : اي آدم ، من مامورم تا تورا در انتخاب يك از سه چيز مخير سازم و آن سه چيز عبارتند از عقل، حيا ، و دين . كه حضرت آدم عقل را اختيار مي كند و آنگاه جبرئيل ، حيا و دين را گفت برويد و آدم را به حال خود واگذاريد اما حيا و دين در اعتراض گفتند، اي جبرئيل ما ماموريم كه همواره با عقل همراه باشيم و هر كجا عقل وجود داشته باشد ما نيز با آن همراه خواهيم بود. تا نگوئيد كه روزنامه نگار را چه به نقل متكلمان ديني ؟، كتاب "تجريد الاعتقاد " خواجه نصير را كه مورد وثوق همه عالمان و متدينين مذهبي است شاهد مي آورم كه در آن آمده است ، اگر در موضوعي ، بين "عقل" و "نقل " تعارض واقع شود ، اگر عقل را بگيريم ، اصل را گرفتيم و "فرع" را رها كرديم ، اما اگر "نقل " را بگيريم ، " فرع " را گرفته ايم و "اصل" در اين ميان از بين مي رود و اگر" اصل" از بين رفت ، "فرع" نيز از ميان خواهد رفت و هر دو را از دست خواهيم داد . اظهارات اخير رئيس جمهور احمدي نژاد نيز درباره اسراييل كه بازهم موجب تعجب و واکنش محافل خبري داخل وخارج ازکشور شده است از جمله مصداق همين نقل متكلمان ديني است چرا كه با توجه به شرايط حساس امروز كشورمان كه هر لحظه بيم حمله به اين كهنه ديار مي رود، اظهاراتي چنين تحريك آميز چيزي جز بي اعتنايي به سفارش خداوند نيست كه انسان را با توجه به حجت باطني (عقل ) ملزم به تعمق قبل از انجام هر فعلي مي نمايد از اين رو در چنين شرايطي پرداختن به موضوعاتي چون ماجراي هولوكاست و يا محو كشور اسرائيل از نقشه جهان چيزي به غير از ناديده گرفتن "اصل " كه در اين برهه از تاريخ كشورمان ، حفظ تماميت ارضي اين آب و خاك است ، نيست ، لاجرم فضل خدا نيز در اين ماجرا نه تنها ياري رسان نخواهد بود بلكه گريبان آن دسته از مردمي را خواهد گرفت كه حجت خدا را هم به سود و نفع خود تعبير مي كنند غافل كه هم اصل و هم فرع را از دست خواهند داد . اين مطلب در گويا منتشر شد
به قلم بيژن صف سري ...... لينک يادداشت 0 نظر شما
|